
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مباهله پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با مسیحیان نجران
بسم ربِّ النّور، رَبِّ مُؤمِنُون و هَلأتی میرسند از راه با خـورشید؛ آیاتِ خدا ابـرهـا بـالا سـرِ آنهـا شـبـیه سـایـهبـان خاکِ نجران میشود زیر قدمهاشان طلا صف کشیدند و میانِ راه؛ بوسه میزنند بـر قـد و بـالایِ پـیـغـمـبـر تـمامِ أنـبـيـا رزقِ عالم میشود تأمین زمانیکه علی خاک را با دستهایش میتکانَد از عبا پیشِ پایِ حضرتِ زهرا ملائک ریخته در مسیرِ چادرش روئیده یاس و لالهها از عقیقِ کوچکِ دستِ حسن در هر قدم میرسد پـیـوسـته نانِ تازه دستِ بینوا ای فدایِ لحظهلحظه کودکیهایِ حسین زیرِ پایِ کوچکش گستره شد أرض و سما آمـدند و آمـده جـبـرئـیل استـقـبـالـشـان گفت حق؛ تا به قیامت هست با آلِ کسا رفعِ نفرین کرد و از حضّار، رفعِ شبهه کرد اینچنین شد از تـمـام عـالـمی رفـعِ بـلا رونـمـایی کرد از آیـاتِ تـطـهـیـرِ ازل قوم عیسی را خدا با پنج تن کرد آشنا!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مباهله پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با مسیحیان نجران
شکوفا میکند انفاس تو "شنزار قحطان" را که حاصلخیز کردی با نگاهی هر بیابان را همینکه آمدی با پنجتن از اهلبیت خویش مسلمانی مسلّم شد مسیحیهای نجران را نمیبـینـند نقـشتازهای جز نام تو بر آن چو بردارند مُهر کهنۀ هر لوح پنهان را به حقانیّتت شک داشتند و با خود آوردند به همراه "شُرَحْبیل"و"جَهیر"و"کَرزْ"، شیطان را میآوردند اگر موسیوعیسی را؛ علی را بود اگر انجیلوتوراتوصحف؛ داری تو قرآن را به لبخـند و لباس ساده بودی فـاتح دلها گرفتم این که آوردند صد ملک سلیمان را به حکم "قُل تَعالوا نَدعُ"،"ثُمَّ نَبتَهِل" دیدند که تو از بین خواهی برد با یکآیه ایشان را به اعجازی که پیدا شد فقط روحالقدس باید ببـنـدد دیـدۀ آئـیـنههای مانـده حـیران را علی اینبار بیشمشیر ختم ماجرا را خواند مشخص کرد تا دست خدا پیروز میدان را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مباهله پیامبر با مسیحیان نجران ( مدح امیر المؤمنین علی علیه السلام )
نظر به گفتۀ "جرداق"، هم نظیرش نیست دل کدام مسیـحی مگر اسیـرش نیست؟ عـلی مسیح زمـانهست، آن مسیحی که چهارمین فـلـو اندازۀ حـصیرش نیست دوجا به دست نبی دست او گره خوردهست علی مباهلهاش کمتر از غدیرش نیست فـدای انــفــسـنـایـی کـه در کـلام خــدا به جز علی، احدی مرجع ضمیرش نیست هوای حضرت عیسی دمیست سلمان را نمیرد آنکه کسی جز علی امیرش نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مباهله پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با مسیحیان نجران
ناگهان صومعه لرزید از آن دقّ الباب اهل آبـادی تـثـلـیث پـریـدند از خـواب رجز مأذنهها لـرزه به ناقـوس انداخت راهبان را همه در ورطۀ کابوس انداخت قصۀ فتنه و نیرنگ و دغل پیوستهست نان یک عده به گمراهی مردم بستهست ننوشتند که باران نمی از این دریاست یکی از خیل مریدان محمد، عیسی است لاجرم چارهای انگار به جز جنگ نماند قل تعالَوا... به رخ هیچ کسی رنگ نماند به رجز نیست در این عرصه یقین شمشیر است بر حذر باش که زنّار، گریبان گیر است کارزارش تهی از نیزه و تیر و سپر است بهراسید که این معرکه خونریزتر است بانگ طوفـانیِ الـقـارعه طـوفان آورد آنچه در چنتۀ خود داشت به میدان آورد با خود آورد به هـنگـامه عزیزانش را بر سر دست گرفـتهست نبی جانش را عرش تا عرش ملائک همه زنجیره شدند به صف آرایی آن چند نفر خیره شدند پـنـج تن، پـنـج تن از نـور خـدا آکـنـده آفــتــابــان ازل تــا بــه ابــد تــابــنــده دفـترم غـرق نـفـسهای مسیـحـایی شد گوش کن، گوش کن این قصه تماشایی شد بــا طـمــانــیــۀ خـود راه مـیآمـد آرام دســت در دســت یــدالله مـیآمــد آرام دست در دست یـدالله چه در سـر دارد حرفی انگار از این جنگ فـراتر دارد ایهـا الـنـاس من از پـارۀ تـن میگـویـم دارم از خویشتن خویش سخن میگویم آنکه هر دم نفسم با نفسش مأنوس است آنکه با ذات خدا «عزّوجل» ممسوس است من علی هستم و احمد من و او خویشتنیم او علی هست و محمد من و او خویشتنیم نه فـقـط جـسم عـلی روح محـمـد باشد یکتـنـه لـشـکـر انـبـوهِ مـحـمـد بـاشـد دیگر اصلا چه نیازیست به طوفان، به عذاب زهرۀ معـرکه را اخم علی میکـند آب الغـرض مهر رسولانۀ او طوفان کرد راهبان را به سر سفرۀ خود مهمان کرد مست از رایحۀ زلـف رهـایش گـشـتند بادها گوش به فـرمان عـبایـش گـشـتند میرود قـصۀ ما سـوی سرانـجام آرام دفـتر قـصـه ورق میخـورد آرام آرام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مباهله پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با مسیحیان نجران
محمد آمد و نورٌ علی نور است همراهش علی یک سمت و آنسو حضرتِ زهرای دلخواهش حسن محکم گرفته مهربان؛ دستِ حسینش را قدم برداشت و روئید گلها بر سرِ راهش خدا دلدادۂ این پنج تن بود و سفارش کرد که بیوقفه بگردد دورشان، خورشید با ماهش مسیحیانِ نجـران آمدند اما عـقب رفـتـند پیـمـبـر بود و خـانوادۂ از غـیب آگاهش هراس افتاده بر جانِ کلیسا، میزند ناقوس ترک خورده صلیبِ سنگی از اندوهِ جانکاهش علی بر هم گره اندازد ابرو را، همین کافیست که عیسی میرسد بیتاب و سرگردان به درگاهش خدا داده به زهرا آنچنان اعجاز که والله به ویرانی مبدّل میکـند یک آهِ کوتاهش پسرهای علی هم که اگر نفرین کنند ای وای... زمین میمانَد و کوهی که نه! آری بخوان کاهش مبادا لحظه ای بیرون بیاید از غلاف خود امان از ذوالفقارِ مرتضی و خشم گهگاهش!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
مرا سریست که آشفـتهٔ پـریشانیست مرا دلیست که مهمانپذیرِ حیرانیست قـسم به رفـتـن سـرخِ تـمام هـمسفـران قـطـار غـائـلـه در ایستگاه پـایـانیست قسم به شاخهٔ زیتون که سبز خواهد شد هرآن کفن که در این سرزمینِ بارانیست هـمـاره در پی آزادسـازی قـدس است کسی که در سرش اندیشۀ سلیمانیست بگو که گوش کـند ابرهه، صدا اینبار صدای بارش سجّـیـلهای ایـرانیست!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() حماسه مقاومت مردم ایران در مقابل حمله تروریستی رژیم منهوس اسرائیل
صدا، صدای سحر بود و شب شکافت به آنی به لحن رعد ادا شد، چه خطبهای! چه بیانی! نشست اول اخبار و چشم دوخت به تاریخ برای دشمن ایـران کـشید خـط و نشانی که: این پلیدترین دیو، این برادر ابلـیس به سرزمین یلان حمله کرده با چه گمانی؟ به دوش تکتک ما پرچم سهرنگ مقدس به دست تکتک ما هست تیغ و تیر و کمانی حبیب و قاسم و عباس اینطرف همه جمعند اگر که آنطرف قصه هست شمر و سنانی صدا، صدای سحر بود و مثل صبح درخشید شدند مات رجزخوانیاش چه بیخبرانی! و تیتر شد همهجا: «این صدای روشن حق است» گـشوده راه خودش را شبیه رود روانی و بعد، خطبه که پایان گرفت و شور که گل کرد رسـید از سر گـلـدسـتـهها صـدای اذانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
بیرون بیاورید سر از دخـمههـایتان قومی که از هراس نمور است جایتان با من بگو که هیمنۀ آهنین چه شد؟! پیچـیده زیر گـنـبدتان ضجـههایتان! دنیا دوباره دیده به چشمان خود، که نیست چیزی به غیر "بادِ هـوا"، ادعـایتان مانند "مـوشِ آب کـشیده" گریخـتـند فـرمـاندهـانِ بـزدلِ یک لا قـبـایـتان ما نسل حیدریم و سوی خـیبر آمدیم از ریـشه میکَـنـیم اسـاسِ بـنـایـتـان زخمی زدید اگرچه؛ ولی خوب بنگرید حالا نشـسـته مـادرتان در عـزایـتان ما قـومِ وعـدههای خـدائـیم؛ صادقیم با دست ما نـوشـته شود انتـهـایـتـان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
این جوشش خون شهیدان است میبینی عشق است و اعجاز است و ایمان است میبینی چشمان مظلومان عالم روشن از نورش اینها شهاب رجم شیطان است، میبینی این آذرخش از چشم خیس کودکی تشنهست نفـرین ابـر و آه طـوفـان است، میبینی این ضجّۀ زنهای مانده زیر آوار است فـریاد مردان رجـزخوان است، میبینی آتـشـفـشـان شـعـلههای انـتـقـام است این این انفجار بغض وجدان است، میبینی لبخند طهرانیمقدمهاست، موشک نیست این وعـدۀ سرخ شهـیـدان است میبینی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
برخیز، میخـوانند ما را جادهها امشب دل را به دریـا میزنـند آمـادهها امشب آزادگـان بـا شـوق میآیـنـد و میمـانـند در دام این دنـیـای پـوچ افتادهها امشب در آسـمـان دشـمن آتـشها به پـا کردیم گل داده خونِ پاکِ حاجی زادهها امشب ما را عبادت بعد از این با تیر و شمشیر است پهن است بر میدان خون سجادهها امشب تا فتح خیبر بعد از این سرمست میتازیم تا سر کشیم از جام کـوثر بادهها امشب چون ذوالفقار حیدر از هر سوی میبارند بر گـردۀ اهـریـمن آتـش زادههـا امشب تا صبح با ما هم دعـا و هـمدلانـد آری در هر کجـای از جهـان آزادهها امشب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
ای شب کمین کن این شرر سیلیِ من است این ساعـت هـجـوم ابـابـیـلـیِ من است هان ای شبِ نشسته به خیبر چه میکنی؟ با وعدههای صادق حیدر چه میکنی؟ با گوشِ جان شنیده جهان این حواله را فـرمـانِ سـرخ سـیـّدِ هـشـتـاد سـالـه را پیداست، پیکِ یار خـراسانی است این یک سطر از کتابِ «سلیمانی» است این با صد دلـیل محـکـم و با حجّـتی جَـلی با رمـز یا مـحـمـد و با عـزم یـا عـلـی حق رخ نمود و شیشهٔ پندارها شکست موسی رسید و هـیـمـنهٔ مارها شکـست بر هم زدهست پـنجـرههای سکـوت را بادی که خـوانـده فـاتحهٔ عـنکـبـوت را طاغوت خوانده این خطِ آتش دمیده را این نامهٔ ز سـمتِ سـلـیـمـان رسـیده را بسماللَه ای غـمِ کـهـن ای قـبـلهٔ نخـست چشم جهان به روشنی صبحگاه توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
هم بدانـید که با خـون شـهـیدان طرفید هم بـدانـیـد که با مـردم ایـران طرفـید هم بـدانـیـد که مـا داغ سـیـاوش داریـم هم بدانـید که با رسـتـم دسـتـان طرفید ای شـغـالانِ سـگ زردِ ز هم پـاشـیده بگـریـزید که با لـشکـر شیـران طرفید ای که بر شوکت پوشالی خود مینازید این طرف با دژ مستحکم ایمان طرفید گرچه دشمن نتوان کوچک و بیچاره شمرد مور و مارید و به موسی و سلیمان طرفید بـشتـابـید که گـور خـودتان را کـنـدیـد ای که ما این طرف رود و شما آن طرفید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
در سلوک حـیـدریـون در مرام شیعیان غیر نـان مـرتـضی باشد حـرام شیعیان با طلوع آفتاب از شوق هر یکـشنبهای میرود سمت نجـف ذکر سـلام شیعیان یا علی روی لب ما تا قیامت باقی است یاعلی تسبیح صبح و ظهر و شام شیعیان جز علی بن ابیطالب به شخصی دل مبند تکـیه بر شـاه نجـف رمـز دوام شیعیان باقری؛ طهرانچی؛ عباسی؛ سلامی و رشید حرف سـردارانمـان باشد پـیام شیعیان یاری مظلوم اگر کردیم میراث علیست یار مظلومین عصرش بود امام شیعیان بیگمان بر هیچ یک از دشمنان پوشیده نیست افـتـخـار ذوالـفـقـارِ در نـیـام شـیـعـیـان لافـتی الا عـلی، لاسـیـف الا ذوالـفـقـار میشود صبح فـرج رمـز قـیـام شیعیان تحت امر مهـدی زهـرا قـیامت میکنیم دیـدنی بـاشـد یـقـیـنـاً انـتـقـام شـیـعـیـان روزگاری میرسد کـفـار زانو میزنند روزگاری میشود دنـیا به کـام شیعیان شک نکن سیلی سختی میخورد آل یهود از بزرگ و کوچک ما از تمام شیعیان کار اسرائیل آن ساعت به ذلت میکشد میشود پـامـال دشـمن زیر گام شیعیان محـفـل آزادی بیت المـقـدس دیـدنیست با حـضور رهـبـر والا مـقـام شیـعـیـان شک نکن با خانواده دل به جاده میزنیم پر شود قدس شریف از ازدحام شیعیان مدحت مولی الموالی گرمی بازار ماست شیعیان حیدریم و فتح خیبر کار ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
پـیـچـیـد در سـراسـر دنـیـا پـیـام ما نزدیکتر به قـله شد از قـبل گام ما مضمون شعرهای بلند و حماسی است هرجا شـنـیده میشود امروز نام ما در انتـظـار لحـظۀ پـیکـار مانـدهاند شـمـشـیرهـای آخـتـه و در نـیـام ما با هر شهید، باور ما زندهتر شدهست «ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما» نزدیکتـر شـده ست زمان زوالـتان نـزدیکتـر شدهست زمـان قـیـام ما باید از این به بعد بمانید روز و شب در انـتـظـار سخـتتـرین انـتـقـام ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
به وعدههای صادقش قسم! قـیام میکنیم شما شـروع کـردهاید، ما تـمـام میکـنیم شما شـروع کـردهاید ادامـه میدهـیم ما حماسه را به خورد این چکامه میدهیم ما شما شروع کردهاید و گور خویش کندهاید نفسنفس بزن که تا همین غروب زندهاید به جوش خواهد آمد از غدیر خون ذوالفقار کنون به دست ما رسیده ذوالفقار بیقرار غدیر، روز ما و روز مرگ اهل خیبر است غدیر، روز سربلندی سـپاه حـیدر است برون کـشیم ذوالـفـقـار در نیام مانده را تــمـام میکـنـیـم کـار نـاتـمـام مـانـده را چنان ز روی خاک حذف میشود نشانتان که نام هم نـمـانـد از شما و دودمـانـتـان قسم به خون پاک عاشقان که زندهتر شدیم به ذوالفقار مرتضی قـسم برنـدهتر شدیم قسم به راه روشن و شکوه و اقتدارشان نه بسته است راهشان نه نا تمام، کارشان ببین که لشکر علی به پشت خـیـبر آمده ببین سپاه کـفـر را که کـفرشان در آمده بدان که خون کشتههای ما هدر نمیرود بکش ولی بدان که شورمان ز سر نمیرود همیشه رسم گرگها زبونی است و ذلت است همیشه رسم شیرها، شجاعت است و عزت است بدان که مرگ بر شما همیشه در شعار ماست همیشه گفتهایم که شهادت افتخار ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
نمیتـرسـيم ما از داغها و تلخـكـامیها نمیترسيم ما از های و هوی اين حرامیها برای ما كه معلوم است حقهبازی اينها نمیتـرسيم هرگز از تـرقـهبـازی اينها نمیترسيم از دشمن، ز تهديد و ز تحريمش اگر دريای خون باشد، نمیگرديم تسليمش نمیترسيم از آتش، كه ما از نسل زهرائيم و قطره قطره قطره از پی هم، موج دريائيم كه ما حقيم و هرگز از كف باطل نمیترسيم شهادت افتخار ماست، از قاتل نمیترسيم نمیخواهيم سازش را و از چالش نمیترسيم كه ما از داعش و از بدتر از داعش نمیترسيم بترسيد از دمی كه خون به رگهامان به جوش آيد همان روزیكه دريای تشيّع در خروش آيد بترسيد از همين بغضی كه عمری در گلو داريم بترسيد از شهادت، چون كه آن را آرزو داريم بترسيد آری آری چون كه ما از نسل طوفانيم و طومار شما را عاقبت در هم بپيچانيم كه ما از غصههامان قصهای بشكوه میسازيم ز سرهای شما تا آسمانها كوه میسازيم چه پيروزی، چه مرگ، آل علی خوشبخت خواهد بود بدانيد انتقام ما ز دشمن، سخت خواهد بود بدان بيت المقدس عاقبت آزاد خواهد شد بقيع آن روز با عشق علی، آباد خواهد شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
جنگ ما آغاز شد، روز نبرد آخر است آی صهیون حرامی! وقت فتح خیبر است گور خود را کندهای بنشین و میدان را ببین میرسد سجیلها از راه و صبح محشر است گوش کن تا بـشنوی فـریـادهای فـتح را گوش کن! هرچند میدانم که گوش تو کر است! نالۀ مظلوم را یک عمر نشـنیدی، دریغ پیک مرگت را ببین اکنون که در پشت در است ذوالفقار است این که میآید برای انتـقام این خروش خون اولاد شهید حیدر است مرگ در بستر برای ما همیشه ننگ بود پس شهادت آخرین اوراق سرخ دفتر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران
دل اگر کورۀ عشق است، تـپـیدن دارد اشک اگر از سر شوق است، چکیدن دارد ما به این عشق پر از حادثه، ایمان داریم لحظه در لحظۀ این معرکه، دیدن دارد جنگ اگر با هدف کشتن صهیون باشد غــرش مـوشـک اسـلام، شـنـیـدن دارد بر سر غیرت چون آتش خود، میجوشیم شـعـلـۀ آتـش این جـنـگ، دمـیـدن دارد روز رزم است برادر! به شهیدان سوگند مرغ جان از قـفسش، قصد پریدن دارد زنـدگی فـاصـلـه انـداخـتـه در بـیـن مـا مرگ اگر نقطۀ وصل است، رسیدن دارد عرصۀ شیر ژیان، جای رجزخوانی نیست قوم صهیون که حریف یل ایرانی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
چگـونـه دم بـزند ذره از نـهـایـت تو؟ که هیچ غم نرسیده به درک محنت تو چگونه شعر به لکنت نیفتد از وَصفت و کوه خم نشود پیش عزم و همّت تو؟ به پای سفـرۀ شعریم؛ رزق ما برسان کرامت است و عنایت، همیشه عادت تو تو مرد اول ایـمان، تو شیر حق بودی چگونه سر نـسپـردنـد بر اطاعـت تو؟ عـبـادت هـمۀ جـن و انـس تـا محـشـر نمیرسد به تو؛ حتی به شأن ضربت تو! تویی عـبـودیت محـض در برابر حـق دگر چه وصف کنم از تب عـبادت تو حسود همّت و عزمت، فـراریـانِ اُحـد که زخم و صبر، کم آورد پیش طاقت تو فقط تویی حق و، غیر از تو باطلند همه ولایـتت، یکی از آن همه حـقـیقـت تو به مرگ خویش چرا دشمن تو میبالد؟ که در مصاف، ندید از تو جز مروّت تو به پای جرأت تو، مَرحب است زانو زد و کـودکـانِ یـتـیـمـنـد مـحـو الـفـت تـو به زیر سـایـۀ تـیغ چـهـل نـفر خُـفـتـی کجاست آنکه رسیده به پای جرأت تو؟ یتـیـمهای تو در کـوچههای غزّه هنوز به جـسـتـجـوی تو و جلـوۀ کرامت تو به نان سفرۀ عدل تو سخت محـتاجـنـد جهان، یتیم تو ماند از شب شهادت تو به لهجۀ تو که عدل است غبطهها خوردیم جهان، تعجب محض است از صراحت تو یـتـیـم دیـدن عـدل تـوأیـم و منـتـظـریم امـام عـدل، تـجـلّـی کـنـد به هـیـأت تو دم از عـدالـت مـوعـود میزنـیم، ولی هراس در دلـمان هست از عـدالـت تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
عـرش مـعـلای خـدا در نـجـف آدمی و جن و ملک سر به کف آمـده بــا پــای تــحــیــّر بـه راه بــر در دربــار شـه لــو کَـشَـف بوسهزنان بر سر هر خـشت آن گـرچه طلا نـقـره بوَد یا خـزف هر که به ایوان طلا دوخت چشم تـیـر دعـایـش زده شد بر هـدف ای به دو عـالم شده خاک دَرَت دُرّ گـرانــمـایـۀ مــا در صــدف دُرّ نجف را به یمین هرکه داشت آمـده در حـرز و امان و کَـنـَف هر که گذر کرد به تو شد «مُحب» در دوجهان یافت از این در شرف زائر تو زائر حق شد که هست عـرش مـعـلّای خـدا در نـجـف
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() عید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
چه غم دارم در این دنیای کوچک تا علی باشد که در گیتی نوای حضرت حق یاعلی باشد نمیبـندم شریکـش با خـداونـد جـلیل اما چرا باید صفتهای خدایی را علی باشد؟ ملائک دربهدر دنبال اوصاف جدید از او رسیده شُهرَتش تا عـالم اَعـلا عـلی باشد شنـیدم گـفـتهاند دنـیا نبـاشد جای مانـایی بماند تا ابد نامش در این دنـیا علی باشد اگر منصورۀ زهـرا بُوَد دریایِ نیکیها بدان شایـستۀ هـمراهیِ دریا، عـلی باشد قلم لرزیده است بر خود، که بُرده نامِ زهرا را کسیکه خون گریست، در ماتمِ زهرا، علی باشد علی را اینچنین وصفش نموده حضرتِ احمد: علی حق باشد و حق هم همیشه با علی باشد وَ گفته علم و دانش را، برای حضرتِ حیدر: اگر من شهرِ علم هستم، درِ دَرها علی باشد وَ در روز غدیر خم وَ موضوع خلافت را که بعد از من، به نامِ نامیِ مولا علی باشد علی دُردانۀ خلقت که از خلقت فراتر شد و از روز اول گفتیم که حزب ما علی باشد کنون دارم سوالی از شما دربارۀ ایشان چه غم دارید در این دنیای کوچک تا علی باشد؟
: امتیاز
|